تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۱/۲۶ ۱۱:۵۸:۵۰
کدمطلب: 611316
در راستای تبدیل آموزش و پرورش به گفتمان ملی و در یک نشست مشترک مطرح شد؛
دیدگاه های اساتید دانشگاه و صاحبنظران در دیدار با وزیر آموزش و پرورش

در راستای تبدیل آموزش و پرورش به گفتمان ملی و در یک نشست مشترک، دیدگاه های اساتید دانشگاه و صاحبنظران در دیدار با سیدمحمدبطحایی وزیر آموزش و پرورش مطرح شد.

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش‌وپرورش،در ادامهسلسله نشست‌هایی که از سال 96 در وزارت ‌آموزش‌وپرورش با حضور اساتید دانشگاه‌های علوم تربیتی تهران برگزارشده بود، در اولین روزهای کاری سال جدید، کارگروه صاحبنظران علوم تربیتی برگزار شد.

در این دیدار، سید محمد بطحایی با اشاره به گسستی که بین حوزه اجرا و سیستم تئوریک به وجود آمده است؛‌گفت: یکی از حلقه‌های مفقودشده در نظام آموزش‌وپرورش، گسست بین این وزارت به‌عنوان حوزه اجرا و دانشگاه‌های کشور به‌عنوان سیستم نظری و آکادمیک است و در حال حاضر با مشکلاتی مواجه هستیم که عموماً راه‌حل‌های آن در دانشکده‌های علوم تربیتی وجود دارد و این گسست سبب عدم بهره‌مندی از دانش و علم اساتید برای حل مسائل پیچیده آموزش‌وپرورش شده است.

وزیر آموزش‌وپرورش به مشکلات آموزش‌وپرورش در سال‌های گذشته اشاره کرد و اظهار داشت: بسیاری از مشکلات آموزش‌وپرورش از 30 یا 40 سال گذشته ثابت مانده و هنوز حل‌نشده است و دانش و علم آن برای حل بخش زیادی از این مشکلات در دانشگاه ها وجود دارد که از این پتانسیل استفاده نشده است و باید مشکلات را واضح بیان کنیم و از دانشگاه‌ها بخواهیم برای حل این مشکلات ورود پیدا کنند و برای حل آن‌ها باید از علم دانشگاه‌ها استفاده کرد.

بطحایی در ادامه افزود: فاصله ای که بین این دو حوزه وجود دارد سبب شده است تا آموزش‌هایی که در دانشگاه‌ها داده می‌شود با واقعیت‌هایی که در اجرا و مدارس با آن مواجه هستیم مطابقت نداشته باشد و برخی از فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها پس از ورود به مدارس که بخشی از حوزه اجرا هستند عملا نمی توانند از آموزش‌های داده‌شده استفاده و آن را عملیاتی کنند.

عضو کابینه تدبیر و امید با توجه به شرایط فعلی آموزش‌وپرورش کشور گفت: مهم‌ترین مشکل آموزش‌وپرورش در همه حوزه‌ها بی‌تفاوتی جامعه نسبت به آموزش‌وپرورش و فاصله گرفتن از آن است و در این شرایط اگر استنباط می‌شود که مسئولان و سیاست‌گذاران ارشد کشور نسبت به آموزش‌وپرورش کم‌توجه شده‌اند به علت عدم اقبال و توجه جامعه به آموزش‌وپرورش است. این مسئله نتایج متعددی را به وجود آورده است ازجمله عدم اهمیت خانواده‌ها نسبت به فضای آموزشی مدارس و مکانی که فرزندانشان در آن تحصیل می‌کنند و یا عدم توجه به توانایی‌ها و یا مشکلاتی که معلمان فرزندانشان با آن مواجه هستند و برای آن‌ها موضوعاتی از این قبیل اهمیت ندارد.

سیدمحمدبطحایی در مورد برنامه‌های سال 97 وزارت آموزش‌وپرورش اظهار کرد: یکی از این برنامه‌ها کم کردن فاصله آموزش‌وپرورش با جامعه است و برای رسیدن به این هدف باید آنچه به دانش آموزان آموزش می‌دهیم انطباق بیشتری با نیازمندی‌هایی که جامعه و خانواده‌ها دارند، ‌داشته باشد و محتوای آموزشی مدارس ما با این نیازمندی‌ها منطبق شود.

وی در ادامه افزود: محتوای آموزشی در مدارس باعث عدم انگیزش خانواده‌ها و دانش آموزان به مدرسه رفتن می‌شود و در مدرسه‌های ما شادی و نشاط کافی برای افزایش انگیزه وجود ندارد و دانش آموزان در مدرسه دچار سختی و عذاب می‌شوند.

وزیر آموزش‌وپرورش دیگر برنامه‌های سال 97 را تشریح کرد و گفت: سه برنامه مهم برای اصلاح نظام مدیریتی مدارس داریم؛ سنجش و ارتقای شایستگی مدیران، تفویض اختیار به مدارسی که مدیران آن شایستگی لازم را دارند و نظام کنترل و تضمین کیفیت مدارس از مهم‌ترین این برنامه‌ها است.

پس از سخنان وزیر آموزش وپرورش اساتید حوزه علوم تربیتی، مطالبی در ارتباط با برگزاری این نشست‌ها و برنامه‌هایی که وزیر آموزش‌وپرورش مطرح کرده بودند را بیان کردند.

شاگردان دچار کم اشتهایی تحصیلی شده اند

غلامعلی افروز

رییس کنفدراسیون بین المللی روان درمانی، دانشگاه تهران

هر کسی از یک زاویه ای می تواند به آموزش و پرورش نگاه کند و نظری داشته باشد. مساله این است که نگرش مان به آموزش و پرورش چگونه باشد تا مطلوبیت لازم بدست بیاید. قاعدتا وقتی وزیر آموزش و پرورش نقش اول در دولت نداشته باشد طبیعی است که همچنان مشکل خواهیم داشت. در ارزیابی های دانشگاهی که انجام شده مشخص شده که نگرش معلم ها به وضعیت آموزش متوسط مایل به منفی است. برای بالا بردن جایگاه معلم ها اول باید حقوق آنها متوسط به بالا باشد و بعد دورهم بنشینیم و درباره وضعیت آموزش و پرورش در کشور گفتگو کنیم. سالهاست که شاگردان نیز تغییر کرده اند  دچار کم اشتهایی تحصیلی شده اند و از این بابت کار معلم ها نیز سخت تر شده است زیرا براحتی نمی توانند آموزش این دانش آموزان را مدیریت کنند. کتاب ها غالبا انتزاعی هستند درحالیکه باید کاربردی و خلاقیت محور و بومی و مهارت پرور باشد. مدارس دیگر شاد نیستند، درحالیکه مدرسه باید کانون محله باشد.

تعلیم و تربیت در مدارس تعاملی شود

خسرو باقری

 استاد تمام روانشناسی و علوم تربیتی تهران

آموزش و پرورش هم دچار مسائل بیرونی است و هم درونی اما هرکدام باید به نوعی حل شود. مساله مهم در این دورهمی این است که ابتدا راجع به نحوه کار این تشکل تصمیم گیری شود. این کارگروه چه کند تا در حل مسائل درونی و بیرونی و آموزش و پرورش تاثیرگذار باشد؟ می توان برای هرنشست مشکلی طرح موضوع شود و زمان داد تا اساتید تحقیق خوبی انجام دهند و در این دورهم جمع شدن ها راهکارهای عملی شان را ارایه کنند. آموزش و پرورش، ارگانی است که نباید ارتباطش با جامعه قطع شود. وقتی در بخش کلان جامعه از رییس جمهور گرفته تا مدیران سازمان های کوچکتر اولویت شان آموزش نیست یعنی این جدایی اتفاق افتاده است. مساله دیگری که آموزش و پرورش با آن دست و پنجه نرم می کند تک راهه بودن آموزش و پرورش است. دانش آموزان بعد از اتمام دوران مدرسه به دانشگاه می روند و کلا ارتباط شان با مدرسه قطع می شود. این موضوع مهم است اما قاعدتا اصلاحش صرفا دست آموزش و پرورش نیست و در سطح کلان باید اصلاح شود. تصور ما از تربیت در مدارس این است که مدیر و معلم گرد هم آمده اند تا دانش آموز را شکل دهند، درحالیکه باید به سمت یک ایده تعاملی برویم. برنامه ریزی وقتی می تواند خروجی داشته باشد که ابتدا پایه های اساسی را اصلاح کنیم. ایده معلم محوری به سمت شاگرد محوری رفته و یادگیری خودآموز شده است. این هم نشان می دهد هنوز در مسیر درست قرار نگرفته ایم و نیاز به ارتباط تعاملی میان معلم و شاگرد است. مساله دیگر در ارتباط با کنترل کیفیت کار مدارس و مدیران است. این خوب است اما اصولا ما صوری سازی می کنیم. یعنی قالب می آید و هیچ روحی وجود ندارد. ارزشیابی کیفی آموزش و پرورش به همین دلیل شکست خورد. باید به این صورت ها محتوا بدهیم.  

تغییر در آموزش و پرورش به اندازه آزادی عملی که وجود دارد

عباس بازرگان

استاد سنجش دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

جامعه آموزش و پرورش را نمی بیند و اگر یک معلم کم سواد باشد، مساله ای ندارد یا مدیر حرفه ای نباشد، توجهی نمی شود. مشکل از همین جا شروع می شود. در آمار درجه آزادی داریم و می گوییم ببینیم چقدر آزادیم و براساس آن عمل می کنیم. باید عوامل بیرونی تاثیرگذار بر آموزش و پرورش را بشناسیم و در حد آزادی عملی که داریم، کاری انجام دهیم که امکانش هست. نظام کنترل و تضمین کیفیت یکی از برنامه هایی است که در این جلسه مطرح شد، از نظر من رتبه بندی باعث بدبختی مدارس می شود. پیشنهاد می کنم مدارس چهار دسته شود. مدارس نوآور، پیشرو درحال پیشرفت و تلاشگر. در بالاترین سطح ارزیابی دانش بالاترین علم ها وجود دارد ولی کسی نمی بینید و نمی شنود. مرکز سنجش آموزش و پرورش باید به بالاترین کیفیت جهان ارتقا پیدا کند. از مراجع خارجی استفاده کنید. استمرار این جلسه ها بصورت ماهانه مهم است. باید برای هرکارگروهی یک مسئول تعیین کنید و خروجی بخواهید.

توجه به ایزوسازی برای مدارس

سیدمحمد میرکمالی

استاد مدیریت آموزشی دانشگاه تهران

آموزش و پرورش سازمان بزرگی است و مشکلات زیادی دارد و به این سادگی نمی توان مشکلات شان را حل کرد. باید نیازسنجی براساس اولویت ها انجام شود. تغییر در آموزش و پرورش بسیار پرخرج و وقت گیر است و سند تحول هم که اصلا قابل اجرا نیست. یک راه مدیریتی برای حل این مسائل توجه به تغییرات کوچک است. تغییر اثربخش دو ویژگی مهم دارد. یکی تغییر فکر و نگرش و اصلاح روش معلمان و مدیران و دیگری باید برای هر تغییری ایجاد ساختار کرد. ایزو سازی انجام داد و مدارس درجه بندی شوند تا برای گرفتن ایزو باهم رقابت کنند و تلاش برای بهبود کیفیت داشته باشند.

نیازمندی استان ها به اتاق فکر کاربردی

احمد به پژوه

دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی تهران

ما باید الگوی مجلس را برای این کارگروه اجرا کنیم. تشکیل کمیسیون ها و دستور جلسه و مساله شناسی و علت شناسی و راه شناسی و در نهایت قدم به قدم مسائل بزرگ را به یک مساله کوچک تبدیل کنیم تا به نتیجه برسیم. نگاه من این است که باید یک دبیرخانه قوی و منظم تشکیل شود تا همین کارگروه مدیریت شود و بعد اگر مشابه همین شوراها و اتاق فکرها را مدیران کل آموزش و پرورش در استان ها تشکیل دهند و بتوانیم به یک هم اندیشی ملی برسیم. باید در این جلسات کار بخواهیم و کار تقسیم شود. ما باید به دنبال مدرسه محصول محور باشیم و مشخص شود در ایران1400 چه نوع شهروندی می خواهیم و بعد رگه های آن را در محتوای کتب درسی مان نشان دهیم. وقتی درعصر کارآفرینی  تولید انبوه بیکار داریم قطعا راه به جایی نمی بریم.

تعدد متولی های آموزش درکشور

فریبرز درتاج

استاد روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی

هرکدام از ما تغییر در بخشی از آموزش و پرورش را ضروری می دانیم. البته عموما بیشتر تغییرات مربوط به ساختار آموزش و پرورش در ایران است که با بسیاری از کشورهای پیشرفته تفاوت دارد. متولی آموزش در کشور ما ده ها نهاد است در حالیکه آموزش در کشور ما یک پدیده پیووسته است و این  درحالی است که در اتحادیه اروپا فقط یک متولی آموزش وجود دارد. حجم کتاب های درسی ما بسیار بالاست درحالیکه در دنیا هرآنچه ما در مدرسه یاد دهیم و در بیرون از مدرسه کاربرد نداشته باشد یعنی زائد است. در سیستم غیر متمرکز که نیاز امروز ساختار آوزش و پرورش ماست تدریس یک کتاب درسی برای کل کشور ضرر است و منشا اختلالات یادگیری است.

مدارس مانعی برای مشارکت فعال جامعه

جلیل فتح آبادی

دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی  دانشگاه شهید بهشتی

با توجه به اقدامات شجاعانه این روزهای وزارت آموزش و پرورش که قابل تقدیر است اما ضرورت دارد به پیش نیاز برخی از اصلاحات توجه شود. در کلاس های 40 نفره مدارس حجم زیادی از کار و تکلیف دانش آموزان برعهده خانواده هاست. حذف تکالیف خانگی به یکباره می تواند تبعاتی داشته باشد یا حتی حذف یکباره کنکور با همه مشکلاتی که داشته و همه ما می پذیریم اما می دانیم که یک ابزار بسیار مناسب برای برقراری عدالت اجتماعی نخبگان بوده و گرنه آموزش ما ممکن بود در تسخیر ژن های مرغوب و صاحبان ثروت قرار گیرد. با توجه به تغییرات بسیار سریعی که در حوزه فناوری و سبک زندگی مردم بوجود آمده پایبند ماندن به محتوای قدیمی در مدارس خود یک آسیب بزرگ است و ما باید به این تغییر پارادایم توجه جدی داشته باشیم. مساله دیگری که وجود دارد این است که بهترین راه جلب توجه والدین به آموزش و پرورش این است که مسیر مسدود همکاری باز شود و مدارس عملا جلوی مشارکت والدین را می گیرند و حتی جلوی خلاقیت معلمان را نیز می گیرند.

آموزش و پرورش در برابر فناوری مقاومت می کند

مرتضی رضایی زاده

استاد دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی

اگر یک دلیل مهم برای توسعه یافتگی کشوری طرح کنیم رفتار مردم در جامعه است و آنچه تعیین کننده این رفتار است نظام آموزشی است. باید توجه کنیم که در دانشگاه فرهنگیان چه معلمانی تربیت می کنیم. در نگاه تحول گرا اولویت اول توانمندسازی معلمان است. جایگاه دادن به معلم ها در فضای جامعه و افزایش حقوق این قشر اولویت دارد. نظام آوزش و پرورش باید از تمرکز بر اجرا کم کند و به تمرکزش بر نظارت بیافزاید. متاسفانه در حوزه فناوری آموزش و پرورش مقاومت شدیدی دارد و این باعث شکاف میان معلمان فناوری زده و دانش آموزان تربیت شده در فناوری می شود. تغییرات فعلی نیازمند یک نظام جامع راهبردی است. 

توانستن یا نتوانستن مهمترین دغدغه آموزش و پرورش

یحیی قائدی

استاد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی خوارزمی

انجمن های روانشناسی و علوم تربیتی باید وارد تحول در آموزش و پرورش شوند و همکاری مداوم داشته باشند. آموزش و پرورش ما به پیروی از فضای جامعه ایدئولوژی زده است و امکان شایسته سالاری نیست. شاید بسیاری از معلم های شایسته از نظر وجوه ایدئولوژیک، ویژگی های شایسته را نداشته باشند و دیده نشوند. اینکه چطور باید با این وضعیت کنار آمد باید مشخص شود. ما نمی توانیم کتاب ها را جدی مورد نقد قرار دهیم. مساله آموزش و پرورش این نیست که نمی داند چه نگرشی خوب یا بد است، بلکه این است که چه کاری می توانیم انجام دهیم. من چهار جنبه را طرح می کنیم. اول مشخص شود ما چه می دانیم و به آن بپردازیم. دوم ما در آموزش و پرورش چه نمی دانیم. در نهایت دو سوال دیگر باقی می ماند. آنچه می توانیم انجام دهیم و آنچه نمی توانیم انجام دهیم. ما در چه مسائلی نمی توانیم دست بگذاریم. مساله مهم دیگری که وجود دارد این است که اگر نمی توانید حقوق معلم را چهار برابر کنید لطفا ما را به این نشست های کاربردی دعوت نکنید.

فاصله مدرسه و جامعه کم شود

زهرا بازرگان

دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی تهران

فاصله مدرسه با جامعه کم شود و پیش نیاز این مهم این است که ساختار مدرسه تغییر کند. دانشگاه های ما از رفتن به مدارس بسیار زجر می شکند. مدرسه فاصله اش با دانشگاه، سازمان های مردم نهاد و جوامع محلی و صنایع و تولید و دانش آموزان و خود معلمان باید کم شود. هیچکدام از این ها به مشارکت گرفته نمی شوند . علت سکوت اساتید در برابر ابزار های تحمیلی قدرت به آموزش و پرورش این است که وزارتخانه هیچگاه از این ابزارهای خودش استفاده نکرده است. مساله دیگر اینکه تحقیقاتی که ما در دانشگاه انجام داده ایم نشان می دهد که 75 درصد مردم از ارتباطات داخل مدرسه ناراضی اند و مهمترین و بدترین تجربه ارتباطی شان با معلم و مدیر داخل مدرسه است. بنابراین نقش آموزش معلم ها و اصلاح وضعیت تربیت معلم مهم است. مدام در مورد حقوق کم معلم صحبت می شود در حالیکه آموزش معلم ناقص و کم است زیرا آموزش کاربردی نیست و آنچه مورد نیاز جامعه است آموزش داده نمی شود.

سوم اصلاح مدیریت مدرسه مهم است. مدیران مدرسه آرزو دارند که نقش رهبری در مدرسه داشته باشند ولی عمدتا کارشان اجرایی و خدماتی و غیره است. ارزشیابی بیرونی و درونی مدرسه هم باید توسط اولیا و دانش آموزان و افراد محل باشد. مساله مهم دیگر، ترک تحصیل دانش آموزان است. بیش از 25 تا 30 درصد دانش آموزان ما به پایان آموزش عمومی نمی رسند. باید دید این افراد چه می شوند و کجا می روند.

دانشجویان محقق را به مدرسه راه نمی دهند

شهلاپاکدامن

دانشیار دانشکده علوم تربیتی و روان‌شناسی شهید بهشتی

قبل از هر چیزی درخواست مان این است که محققین را از شر این بوروکراسی نجات دهند. یکی از مهمترین معضلاتی که باعث جدایی مدرسه و دانشگاه می شود این است که ما امکان ورود به مدرسه را نداریم. یعنی چرخه معیوبی است که نتیجه ای نمی دهد. هر نوع راه کمکی به مدرسه بسته شده، پس چگونه می توان راه حل ارایه داد؟ پرسشنامه های ما به حراست هم می رود و کافی است فقط نام یک جنسیت یا دختر یا پسر در آن پرسشنامه باشد و به شرط حذف این کلمات اجازه انتشار در مدرسه داده می شود. اعتبار و روایی و مسایل علمی، زیر سوال است. بچه ها می خواهند کارآموزی ببینند و اجازه مشاهده و همکاری درون مدارس به دانشجوی محقق داده نمی شود.

مدارس غیر دولتی هم نیازمند اریابی کیفیت هستند

ملوک خادمی اشکذری

استاد دانشکده روان شناسی تربیتی دانشگاه الزهرا(س)

در حوزه پژوهش برای آموزش و پرورش موانع بسیار زیادی وجود دارد. دانشجویانی در دانشگاه در حوزه آموزش تربیت می شوند که هیچ کجا دیده نمی شوند. باتوجه به اینکه نیروی تربیت شده دانشگاهی متخصص وجود دارد اگر از همین نیرو استفاده شود، بهینه است. چرا دوباره تصمیم به تربیت نیروی تخصصی وجود دارد. مدارس دولتی اگر قرار است کیفیت شان ارزیابی شود به همان اندازه مدارس غیردولتی هم نیازمند ارزیابی کیفیت هستند. مدارس غیردولتی با ایده های مختلفی راه اندازی شده اند که اصلا زیرنظر وزارت آموزش و پرورش هم ممکن است نباشند ولی درحال کار وفعالیت اند.

به اشتراک بگذارید :